کلاغ و برف

صبح شده بود، هنوز بارش برف ادامه داشت و من طبق معمول همیشه، شب را تا صب نخوابیده بودم. تصمیم گرفتم دوربینم را بردارم و اولین نفری باشم که صبح به آن زودی جای پایش روی برف می‌ماند. و اصلا چه لذت عجیبی دارد پایت را جایی بگذاری که تا به حال کسی آنجا قدم نگذاشته باشد. می‌توانم لذتی را که کاشف‌ها بعد از کشف یک سرزمین تازه  احساس می‌کردند با تک تک سلول‌هایم حس کنم.

بگذریم، بارش برف باعث می‌شد از ترس این که دوربینم خراب نشود خیلی سریع عکس بگیریم و آن را دوباره در جیبم قرار دهم. متاسفانه یا خوشبختانه پس از حدود ۱۰ عکس، آن اتفاق که نباید می‌افتاد افتاد و لنز دوربین بخار گرفت، و همین باعث شد دیگر قادر به عکس گرفتن نباشم. خوشبختانه را از آن جهت گفتم که از آن لحظه به بعد بود که سرتا پا چشم شدم و از منظره‌ی به وجود آمده لذت بردم.

و اما سوژه دوس داشتنی من، این کلاغ بود.

کلاغ

کلاغ

در بین عکس‌هایی که گرفتم از این عکس نیمکت‌ هم خوشم آمد گفتم آن را با شما هم به اشتراک بگذارم.

نیمکت

پی‌نوشت: عاشق وقتی هستم که صب از خواب بیدار میشم و یکی بهم میگه بیرون رو دیدی؟ برف اومده. با ذوق پرده رو کنار میزنی و میبینی یه عالمه برف رو زمین نشسته😉

مهارت های لازم برای تولید کننده محتوا ( کارشناس تولید محتوا )

چند سال پیش در تیرماه سال ۹۳ محمدرضا شعبانعلی مقاله‌ای در عصر ایران نوشت تحت عنوان عصر محتوا، فرصت تاریخی برای ایرانی‌ها

بعد از خواندن آن مقاله (که البته امیدوارم خواندن آن را از دست ندهید) بخش زیادی از مطالعه من در سال‌های اخیر، چه در قالب پروژه‌های دانشگاهی و چه به صورت مطالعه آزاد، به طور مستقیم یا غیر‌مستقیم معطوف به محتوا و بخش‌های مختلف آن از جمله استراتژی محتوا و بازاریابی محتوا شد.

اگر چه قبل از سال ۹۳ و حتی بعد از مقاله ذکر شده، واژه محتوا و مشتقات آن کم شنیده می‌شد، اما به مرور زمان مدیران نیاز خود را به این قطار تازه رسیده احساس کردند و مفاهیم محتوا جای خود را در ادبیات کسب‌وکار باز کرد. تا جایی که امروز شاهد آن هستیم که عناوینی چون تولید کننده‌ محتوا (کارشناس تولید محتوا)، بازاریاب محتوا، مدیر ارشد محتوا، استراتژیست محتوا و محتوا گذار جزو عنوان‌های پر تکرار در آگهی‌های استخدامی هستند.

از آنجایی که من هم علاقمند بودم تا آینده‌‌ی کاری و شغلی خود را در این حوزه ببینم، طی این سال‌ها همواره نیاز‌های شرکت‌های مختلف، در زمینه‌ی محتوا را رصد کردم و سعی کردم مهارت‌های خود را به نیاز‌های آنها نزدیک کنم.

یکی از نکاتی که متوجه شدم این بود که شرکت‌ها بیشتر خواستار عنوان شغلی تولید کننده محتوا (کارشناس محتوا) هستند تا سمت‌های دیگر این حوزه، به نظرم یکی از علت‌های آن می‌تواند آشنایی اندک شرکت‌ها با محتوا باشد که باعث شده صرفا به دنبال نیرو‌هایی باشند تا برای آن‌ها محتوا تولید کنند. البته این مسئله نشانه‌ی بدی هم نیست چون همین نیرو‌ها خواهند بود که در دور‌ه‌های بعدی سمت‌های شغلی بالاتر‌ این حوزه را اختیار می‌کنند.

در نتیجه تصمیم گرفتم در این مقاله مهارت‌های مورد نیاز یک کارشناس تولید محتوا را برای کسانی که علاقمند‌ هستند در این زمینه فعالیت و رشد کنند، لیست کنم.

این لیست بر اساس تجربه و مشاهده‌ی شخصی من است.

مهارت‌های مورد نیاز برای کارشناس تولید محتوا

۱- تسلط بر یکی از سیستم‌های مدیریت محتوا (CMS)

سیستم‌های مدیریت محتوای زیادی وجود دارد. که از مهم‌ترین‌ آنها می‌تواند به وردپرس، جوملا و دروپال اشاره کرد. طبق گزارش سایت wappalyzer.com حدود ۷۷٪ از بازار سیستم‌های مدیریت محتوا در دستان وردپرس و  ۲۳٪  آن، بین بقیه تقسیم می‌شود.

سهم وردپرس از بازار سیستم‌های مدیریت محتوا

در نتیجه بر اساس آمار بالا و این نکته که یادگیری و کار با وردپرس به نسبت بقیه سیستم‌ها آسان‌تر است، شاید منطقی باشد که یادگیری آن گزینه اول باشد.

من برای یادگیری وردپرس از ویدئوهای آموزشی سایت لیندا استفاده کردم (نیاز نیست زبان قوی داشته باشید؛ تنها کافی است گام به کام با مدرس پیش بروید.) البته در وب فارسی هم آموزش‌های خوبی وجود دارد.

۲- آشنایی مقدماتی با فتوشاپ

شرکت‌ها معمولا در شرایط مورد نیاز برای استخدام یک تولید کننده محتوا، تسلط بر فتوشاپ را ذکر می‌کنند. اما آنچه واقعا به آن نیاز دارند یک آشنایی مقدماتی با فتوشاپ است. هر تولید کنند محتوا به غیر از ابزار‌های اصلی فتوشاپ که در سمت چپ آن قرار دارد؛ باید به خوبی با تب لایه‌ها و فیلتر‌ها، همچنین نحوه‌ی تغییر سایز عکس‌ها و نیز نحوه‌ی درست سیو کردن عکس برای وب و انواع فرمت‌های آن آشنا باشد. البته اینها حداقل‌هاست. قطعا هر چه مهارت شما در استفاده از این نرم افزار بالاتر باشد. در موقعیت‌های بهتری قرار خواهید گرفت.

آموزش‌های فتوشاپ نیز مانند سایر نرم‌افزارها در وب موجود است و شما به فراخور نیاز خود می‌توانید از آنها کمک بگیرید.

۳- تایپ ده‌انگشتی

اگر چه شرکت‌ها معمولا توجه‌ای به این مهارت ندارند اما باید قبول کرد در فضایی که با سرعت در حال حرکت است ما نیز باید از هر مهارت و روشی برای افزایش سرعتمان برای همگام شدن با آن بهره بگیریم. تایپ ده‌انگشتی برای کسی که در فضای دیجیتال می‌نویسد حکم مهارت تند نوشتن برای روزنامه‌نگاران ۱۵سال پیش را دارد. همین یک مهارت کوچیک می‌تواند نقطه متمایز کننده‌ی شما در محل کار باشد.

پیشنهاد من برای تایپ ده انگشتی استفاده از سایت یوتایپ است. من به کمک این سرویس، تایپ ده انگشتی فارسی را در مدت ۲۰ روز و روزی ۱۰ دقیقه تمرین، یادگرفتم. به نظرم با خرید اکانت یک ماهه‌ی این سایت می‌توانید این مهارت را به آسانی یاد بگیرید. اگرچه در ابتدا سرعت شما را پایین می‌آورد اما در ادامه با تمرین بیشتر سرعت تایپ شما چندین برابر می‌شود و تایپ کردن طولانی باعث خستگی شما نمی‌شود.

۴- نوشتن

مهارت نوشتن یکی از مهمترین موارد ذکر شده در این مقاله است. یک تولید کننده محتوا، باید بتواند پیش از هر مهارتی خوب بنویسد.

یک محتوا نویس خوب باید دامنه لغات مناسبی داشته باشد، نحوه‌ی درست استفاده از علائم نگارشی را بلد باشد و نیز بداند از هر کلمه کجا و به چه منظور استفاده کند.

به نظر من برای کسب این مهارت باید کتاب بخوانیم و البته کتاب خوب بخوانیم. کتاب‌های نویسندگانی چون نادر ابراهیمی، محمود دولت‌آبادی و یا ترجمه‌های نجف دریابندری، مهدی سحابی، محمدقاضی، داریوش آشوری می‌تواند ما را در بهبود این مهارت یاری کند.

نکته‌ای که هنگام خواندن یک کتاب، به عنوان یک تولید کننده محتوا باید مد نظر قرار دهید. این است که صرفا خواننده نباشید و به فعل‌ها، جملات و ساختار آنها هم دقت کنید. تا بتوانید به مرور، و با سعی و خطا به خوبی نویسندگان بنویسید.

۵- آشنایی با موتور های جستجو و نحوی درست سوال کردن از آنها

مهم‌ترین ابزار برای هر تولید کننده محتوایی که در سطح وب فعالیت می‌کند، موتورهای جستجو هستند. اگر شما در مهارت‌های دیگر ضعیف باشید اما فقط در همین تک مهارت قوی باشید؛ مطمنا با سوالات خوب می‌توانید به جواب‌های خود برسید و گلیم خود را از آب بکشید.

در نتیجه یک کارشناس تولید محتوا باید بتواند به خوبی با گوگل (به عنوان بزرگترین موتور جستجوی موجود) کار کند و با قسمت‌های مختلف آن آشنا باشد. تا بتواند منابع مورد نیازش از جمله: فیلم، عکس و مقاله را به راحتی بیابد.

۶- زبان انگلیسی

متاسفانه بخش بزرگی از محتوایی که این روزها در وب فارسی تولید می‌شود از جنس ترجمه است. یکی از علت‌های آن هم این است که این نوع محتوا نسبت به محتوایی که توسط خود شرکت تولید می‌شود هزینه‌ی کمتری دارد.

در نتیجه زبان چه برای ترجمه مقالات خارجی و چه برای کوئری( پرس‌وجو ) به زبان انگلیسی در گوگل، در حدی که مفهوم را بفهمید، لازم و ضروری است.

۷- سئو (SEO)

سئو یا بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو یکی دیگر از مهارت‌هایی است که یک تولید کننده‌ محتوا باید حداقل‌های از آن را بداند. به نظرم برای کسی که نمی‌خواهد به طور تخصصی در مبحث سئو کار کند خواندن دو کتاب: سئو محتوا ترجمه‌ی حمید طهماسبی و آموزش سئو محتوا از آکادمی وبسیما، کافی باشد.

۸- CSS و HTML

اگر چه نیاز نیست تا یک کارشناس محتوا، کدنویسی بلد باشد. اما اگر شما برای یک سایت یا مجموعه‌ی کوچک فعالیت ‌می‌کنید گاهی نیاز می‌شود علاوه بر محتوا نویسی با CSS , HTML هم آشنا باشید و یا حداقل توانایی ویرایش آنها را داشته باشید تا بتوانید در صورت نیاز ظاهر قالب و پست‌ها را شخصی‌سازی کنید.

به نظرم برای این قسمت آموزش HTML , CSS زومیت مفید باشد.

۹- گوگل آنالیتیکس 

شاید شما هم عقیده داشته باشید که کار با سرویس آنالیتیکس بیشتر برای آنالیزور‌ها و استراتژیست‌های محتواست تا یک کارشناس تولید محتوا، اما اگر دوست دارید محتوای خود را ارزیابی کنید و بفهمید چه نوع محتوایی و چه نوع رویکرد نوشتاری بیشتر مورد پسند مخاطب قرار گرفته، به شما توصیه می‌کنم حتما کار با قسمت‌های مختلف این سرویس را یاد بگیرید.

 

نکته: مهارت‌های ذکر شده در بالا بیشتر برای تولید‌ کنندگان محتوایی است که می‌خواهند در سطح وب فعالیت کنند. مسلما برای آن دسته که می‌خواهند در پلتفرم‌ها و رسانه‌های اجتماعی فعالیت کنند. کار با نرم افزار‌هایی مثل افترافکت برای ساخت موشن‌گرافی، فتوشاپ، hootsuite برای مدیریت اکانت‌های مختلف رسانه‌های اجتماعی و… در اولویت بالاتری قرار خواهند گرفت.

پی‌نوشت۱: هر شرکت بسته به حوزه‌ی کاری و فعالیت خود ممکن است به مهارت‌هایی به غیر از مهارت‌های بالا نیاز داشته باشد. اما مواردی که نامبرده شد حداقل از نظر من از مهمترین موارد بودند.

پی‌نوشت۲: به نظر من داشتن یک وبلاگ برای کسی که می‌خواهد در زمینه‌ی محتوا فعالیت کند یک گام مهم و اساسی برای پیشرفت و یادگیری مهارت‌های فوق است.

 

جمله‌‌ای همراه من

اگر چه از آدم‌ها به طور غیرقابل وصفی فراری هستم، اما زیاد پیش آمده که به فراخور شرایط و شاید هم اجبار پای سخنان و گاهی، سخنرانی‌های آنها بنشینم.

دروغ چرا، بعضی از آنها را در دلم تحسین کردم و بعضی دیگر را احمق و نادان خطاب کرده‌ام.

امروز که به گذشته نگاه می‌کنم می‌بینم که یک واژه در تمام آنها که تحسین‌شان میکنم و آنها که به نوعی تکفیرشان می‌کنم مشترک بوده است. و آن واژه‌ی قطعیت است. آنها که تحسینشان می‌کنم در حرف‌ها و گفته‌هایشان عدم قطعیت موج می‌زند و اما آنها که تکفیرشان می‌کنم قطعیت.

به همین دلیل مدتی است برای خودم جمله‌ای ساخته‌ام که همه جا همراه من است.

قطعیت یکی از میوه‌های درخت نادانی است.

هر جا یا در هر حوزه‌ای که احساس می‌کنم حرفاهایم از جنس قطعیت و تجویز است به یاد این جمله می‌افتم و شرمسار متوجه می‌شوم که حرف‌هایم بیش از آنکه از جنس آگاهی باشد میوه‌ی نو رسیده‌ی همان درخت نادانی است.

اگر چه سعی می‌کنم. چگالی کلماتی مثل: شاید، ممکن است، به نظر من، احتمال دارد و …. را در نوشته‌ها و گفته‌هایم زیاد کنم و به همان نسبت کلماتی مثل: باید، قطعا، مسلما و تمامی کلمات و جملاتی که به نوعی نشان می‌دهد به چیزی اشراف کامل دارم را کم کنم. اما هنوز هم کم نیستند لحظاتی که با قطعیت حرف می‌زنم، و این خود دلیلی بر نادانی من است.

یاد یکی از جملات راسل اکاف افتادم که قبلا در صفحه اینستاگرامم منتشر کردم. اگر چه زیاد مرتبط نیست اما بی‌ارتباط هم نیست.

پی‌نوشت۱: این روزها که محتوا هم‌جا ریخته و هرکسی خود را عالم و فاضل و ادیب می‌داند و انصافا هم خوب ادای آن را در می‌آورند. تنها راه تشخیصم برای شنیدن یا نشنیدن صدایش همین واژه‌ی قطعیت است.

پی‌نوشت۲: یکی از علت‌های وجودی دسته‌ی چرندیات هم همین نکته است. هر وقت احساس کردم که با قطعیت حرفی را زدم آن را در این دسته قرار دادم.