اشتباهات من در وبلاگ نویسی (۲)

در پست قبلی توضیح دادم به عنوان کسی که خودش را یک وبلاگ نویس ناموفق می‌داند. سعی دارم  اشتباهاتی که طی این مدت انجام داده‌ام  را بیان کنم تا شاید درس عبرتی برای بقیه دوستان که در ابتدای راه هستند شود و آنها این اشتباهات را مرتکب نشوند. و اما دو اشتباه دیگر

SEO خیلی خیلی مهم است

به لطف دو سه کتابی که در مورد سئو خواندم. کمی از آن سر در می‌آورم و این خود عذاب الیمی بود برای وبلاگ نویسی من، از همان اول و در انتخاب تیتر به مشکل برمی‌خورم. خب حتما باید کلمه کلیدی در عنوان باشد، تا می‌شود هم باید در ابتدای عنوان باشد، بهتر است از عنوان‌های دم بلند استفاده کنم. و تازه بعد از پشت سر گذاشتن این ماراتون میرفتم سراغ متن اصلی. بهتر است که چگالی کلمات کلیدی در ابتدای متن بیشتر باشد، البته آنقدر هم نباید زیاد باشد که به عنوان حرف اضافه تشخیص داده شوند، بهتر است که متن کوتاه نباشد و از ۳۵۰ کارکتر بیشتر باشد.

می‌توانید حدس بزنید که وقتی که به این چیزها فکر کنی نه خودت از نوشته‌ات راضی هستی نه مخاطب. آخر یکی نیست بگوید این همه مته به خشخاش گذاشتن برای چیست. کافی است نگاهی به عنوان‌ها و متن‌های روزنوشته‌های محمدرضا کنید. مثلا برای معرفی کتاب همه می‌میرند از سیمون دوبوار عنوان فرار از جاودانگی را انتخاب کرده. گمان نمی‌کنم کل متن هم به ۳۰۰ کاراکتر برسد. اما وقتی کتاب همه می‌میرند را سرچ می‌کنم حداقل در نتایج من لینک دوم است. به نظرم توجه به سئو برای یک وبلاگ شخصی، خلاقیت را از آدم می‌گیرد و مطمنا خواننده یک روزنوشته هم این را می‌فهمد و با آن احساس راحتی نمی‌کند.

باز هم می‌گویم نه این که موضوعات مهم نیستند.نه، ولی هر چیزی جایی دارد.  مهم‌ترین مسئله برای یک وبلاگ نویس باید نوشتن باشد.

باید در بهترین و سرحال‌ترین زمان بنویسم

مشکل اساسی من این است که وقتی می‌خواهم مطلبی بنویسم و از پس چندین غول بی‌شاخ و دم مانند ایده و عنوان و … بر آمدم می‌گویم خب وقتی سر حال بودم و فکرم کار کرد، شروع به کار می‌شوم. و جالب اینکه وقتی زمانش هم می‌رسد. می‌بینم چندین کار دیگر هم هست که می‌خواهم در این تایم انجام دهم. و اینطور می‌شود که می‌بینم یک هفته است که می‌خواهم پستی بنویسم ولی هنوز وقتش نشده.

حتی اگر خسته هستید، حال ندارید، یا هر چیز دیگری اگر قصد نوشتن کردید، حتما بنویسید. اصلا بعضی از ایده‌ها اگر همان موقع نوشته نشوند  از دهن می‌افتند. و بعد که به سراغشان می‌روی دیگر دوستشان نداری. کافی است دست به قلم شوید و بنویسید.  بعضی از همین نوشته‌ها واقعا خوب از کار در می‌آید. مطمئن باشید که بهترین زمان و سر حال‌ترین زمان و آرام ‌ترین زمان هرگز وجود نخواهد داشت پس بنویسید.

ادامه دارد…

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *